پس از قرنها زندگی در هند؛ آخرین یهودیان کوچی برای زنده نگه داشتن میراث خود تلاش میکنند

کوچی، هند — پس از قرنها حضور یهودیان در سواحل جنوبغربی هند، جامعه یهودیان کوچی در آستانه ناپدید شدن قرار گرفته است. اکنون تنها چند نفر از اعضای این جامعه تاریخی باقی ماندهاند و تلاش میکنند کنیسهها، خاطرات، آیینها و میراث فرهنگی خود را برای نسلهای آینده حفظ کنند.
در محله تاریخی «جوتاون» شهر کوچی، کیت هالگوا در غروب یکی از روزهای جشن شاووعوت، کلاه کیپا بر سر گذاشت و در خیابان سنگفرش محله به سوی کنیسه پارادسی رفت؛ کنیسهای که ۴۵۸ سال قدمت دارد.
هالگوا میدانست که هنگام ورود به کنیسه احتمالاً تنها خواهد بود. او آخرین عضو محلی جامعه یهودیان پارادسی و تنها یهودی باقیمانده در جوتاون است.
در سوی دیگر شهر، الیاس «بابو» جوزفای، از یهودیان مالاباری، خاطره شیرینی را به یاد میآورد که مادربزرگش در جشن شاووعوت درست میکرد؛ گلولههای خمیری سرخشدهای که در زبان محلی «چوکوندا» نامیده میشد.
او هنگام یادآوری گذشته با چشمانی اشکآلود گفت: «چیز زیادی نبود، اما آن زمان همه چیز بود.»
مهاجرت گسترده به اسرائیل
جامعه یهودیان کوچی که این شهر را در گذشته «کوچین» مینامیدند، قرنها در کنار هندوها، مسلمانان و مسیحیان زندگی کرده است. در دهه ۱۹۵۰، بخش بزرگی از این جامعه به اسرائیل مهاجرت کردند و خانهها، کنیسهها و گورستانهای خود را در هند پشت سر گذاشتند.
امروز تعداد یهودیان در سراسر هند به کمتر از ۵ هزار نفر رسیده است.
هالگوا و جوزفای از جمله معدود افرادی هستند که در کوچی باقی ماندهاند و اکنون بار سنگین حفظ آخرین بقایای این جامعه تاریخی را بر دوش دارند.
جامعهای با تاریخی پیچیده
تاریخ یهودیان کوچی تنها به همزیستی مسالمتآمیز محدود نمیشود و درون این جامعه نیز اختلافات اجتماعی و طبقاتی وجود داشته است.
هالگوا از یهودیان پارادسی است؛ گروهی که زمانی نفوذ بیشتری داشتند و اجداد سفیدیپوست آنها، یهودیان سفاردی اسپانیایی و پرتغالی بودند که در قرن شانزدهم میلادی از تفتیش عقاید اسپانیا گریختند.
در مقابل، جوزفای از یهودیان مالاباری است که اجداد تیرهپوست آنها ریشههای خود را به بیش از دو هزار سال پیش نسبت میدهند. این گروه در گذشته با تبعیضهایی از سوی جامعه پارادسی نیز روبهرو بوده است.
اگرچه این شکافها پس از مهاجرت یهودیان کوچی به اسرائیل و دیگر نقاط تا حد زیادی از میان رفت، آثار آن همچنان بخشی از میراث پیچیده این جامعه محسوب میشود.
کنیسههایی که تقریباً بدون نمازگزار ماندهاند
جوزفای سالها برای احیای کنیسه کادومباغام تلاش کرده است؛ کنیسهای متعلق به یهودیان مالاباری که قدمت آن به قرن دوازدهم میلادی میرسد.
امروزه برگزاری مراسم در این کنیسه بسیار نادر است و اغلب این جوزفای است که به تنهایی چراغها را روشن میکند و دعاها را زنده نگه میدارد.
او با حسرت به روزهایی فکر میکند که کنیسه مملو از مردم، دعا و آواز بود و میگوید:
«آن دیگر هرگز برنمیگردد.»
در کنیسه پارادسی نیز هالگوا آخرین عضو محلی جامعه است و برای تشکیل حداقل ۱۰ مرد یهودی مورد نیاز برای برگزاری نماز جماعت، اکنون به گردشگران و بازدیدکنندگان وابستهاند.
هالگوا میگوید گاهی در مسیر کنیسه از خدا میپرسد: «چرا این کار را با من کردهای؟» اما به گفته خودش، «هیچ پاسخی نمیشنوم.»
گردشگران و مردم محلی، حافظان میراث یهودیان
امروزه گردشگران زیادی از کنیسه پارادسی و خیابان اطراف آن دیدن میکنند. بسیاری از خانههای سابق یهودیان به انبارهای ادویه و فروشگاههای عتیقه و صنایعدستی تبدیل شدهاند.
یهودیان در گذشته نقش مهمی در تجارت ادویه کوچی داشتند؛ شهری که به تجارت فلفل سیاه، هل و جوز هندی شهرت داشت.
داخل کنیسه پارادسی، کف تالار اصلی با کاشیهای چینی آبی و سفید پوشیده شده و لوسترهای کریستال بلژیکی متعلق به قرن نوزدهم و فانوسهای شیشهای رنگارنگ فضای عبادتگاه را تزئین کردهاند. یک محراب تورات از چوب ساج نیز در بخش غربی کنیسه، رو به اورشلیم قرار دارد.
اوایل سال جاری میلادی نیز مسئولان کنیسه موزهای را برای معرفی تاریخ یهودیان کوچی افتتاح کردند. یکی از مهمترین آثار این موزه، سند اصلی اعطای زمین به جامعه یهودیان است که روی دو لوح مسی ثبت شده و به حدود سال ۱۰۰۰ میلادی بازمیگردد. این سند نشان میدهد که یک پادشاه هندو در آن زمان آزادی مذهبی جامعه یهودیان را به رسمیت شناخته بود.
مسلمانان و هندوها هم در حفظ میراث یهودیان نقش دارند
حفظ این میراث تنها به یهودیان محدود نشده است.
ام.سی. پراوین، یکی از مسئولان کنیسه و یک هندو، بخش مهمی از زندگی خود را صرف حفظ تاریخ یهودیان کوچی کرده است. او دوران کودکی خود را در جوتاون گذرانده و با اعضای خانواده هالگوا به مدرسه رفته، در شامهای شبات شرکت کرده و در نزدیکی کنیسه کریکت بازی کرده است.
او میگوید هدفش این است که نسلهای آینده تاریخ این محله و مردمی را که زمانی در آن زندگی میکردند، فراموش نکنند.
تها ابراهیم، یک مسلمان، نیز پس از آشنایی نزدیک با سارا کوهن، یکی از زنان سرشناس جامعه یهودیان محله، اداره فروشگاه گلدوزی او را بر عهده گرفته است. ابراهیم هنر گلدوزی یهودیان کوچی را از کوهن آموخته و اکنون آن را به پسرش آموزش میدهد.
او حتی روزهای جمعه شمعهای شبات را روشن میکند و روز شنبه مغازهاش را میبندد.
ابراهیم میگوید: «این موضوع درباره دین نیست؛ درباره ارتباط انسانی است.»
جوزفای: میخواهم آخرین نفسم را در همین کنیسه بکشم
جوزفای ۷۰ ساله اکنون به تنهایی از میراث یهودیان مالاباری محافظت میکند. کنیسهای که او پس از تخریب توسط افراد خرابکار نجات داده، پشت فروشگاه ماهیهای زینتی و گیاهان آکواریومی او قرار دارد.
بازسازی این کنیسه با کمک پیروان ادیان مختلف انجام شده است: یک مسلمان چراغها را اهدا کرده، یک مسیحی لوحی با مضمون «ده فرمان» داده و یک بنیاد هندو هزینه لوسترها را پرداخت کرده است.
چراغ روغنی مقابل محراب تورات همچنان روشن است و جوزفای شخصاً از آن مراقبت میکند.
او همچنین به وعدهای که به مادربزرگش داده بود وفادار مانده است؛ وعدهای برای زنده نگه داشتن دعاهای کنیسه پس از مهاجرت خواهر و برادرهایش به اسرائیل در سال ۱۹۷۲.
جوزفای میگوید: «هر یهودی آرزو دارد آخرین نفسش را در اسرائیل بکشد. من باور دارم آخرین نفسم باید در همین کنیسه باشد.»
او امیدوار است یک سازمان یهودی در آینده اداره کنیسه، کتابخانه و موزهای را که در حال ساخت آن است بر عهده بگیرد.
او میگوید: «وقتی من نباشم، دیگر کسی نیست که این داستانها را تعریف کند.»
«یهودی در هند به دنیا آمدم و یهودی در هند خواهم مرد»
کیت هالگوا نیز به دلیل مسئولیتهای خانوادگی در هند ماند و از مادر و برادرش مراقبت کرد.
او اکنون با خاطراتی زندگی میکند که میداند ممکن است همراه با خودش از میان بروند؛ از آوازهای یهودیان پارادسی که ترکیبی از نغمههای سفاردی و عناصر موسیقی محلی هند بودند، تا غذای تند مرغ مادرش، نظافتهای گسترده مادربزرگش پیش از عید پسح و لباسهای نو برای جشن روش هشانا.
هالگوا میگوید: «این دیگر هرگز برنمیگردد.»
با این حال، او همچنان به سرزمین و تاریخ خود وابسته است؛ سرزمینی که قرنها خانه یهودیان کوچی بوده است.
او پیشتر درباره هویت خود گفته بود:
«من به عنوان یک یهودی در هند به دنیا آمدم و به عنوان یک یهودی در هند خواهم مرد.»



