پژوهش جدید: فوتبال هم مانند فوتبال آمریکایی میتواند بر سلامت مغز در بلندمدت اثر بگذارد

در حالی که توجه پژوهشهای مربوط به آسیبهای مغزی در ورزش بیشتر بر فوتبال آمریکایی متمرکز بوده است، یک مطالعه جدید نشان میدهد بازیکنان فوتبال نیز ممکن است در معرض خطر پیامدهای عصبی بلندمدت قرار داشته باشند.
بر اساس پژوهشی تازه، بازیکنان حرفهای فوتبال که دوران فعالیت خود را به پایان رساندهاند، در میانسالی نشانههایی از مشکلات احتمالی عصبی را نشان میدهند. نتایج اولیه این تحقیق در کنفرانس بینالمللی انجمن آلزایمر در ژوئیه ۲۰۲۶ در لندن ارائه شده است؛ پژوهشی که هنوز در یک مجله علمی داوری و منتشر نشده است.
این مطالعه در شرایطی منتشر شده که جام جهانی فوتبال به مراحل پایانی خود نزدیک میشود و توجهها را به ورزشی جلب کرده است که برخلاف فوتبال آمریکایی، تحقیقات کمتری درباره تأثیرات طولانیمدت ضربات سر در آن انجام شده است.
بر اساس یافتههای اولیه، بازیکنان سابق فوتبال حرفهای در مقایسه با افرادی که ورزشهای برخوردی انجام ندادهاند، بیشتر از اضطراب، افسردگی و مشکلات مربوط به تفکر و تصمیمگیری خبر دادهاند.
کِیلی لِنچ، نویسنده اصلی پژوهش و پژوهشگر مؤسسه تحقیقات دمانس بریتانیا در کالج سلطنتی لندن، گفت:
«ما نمیدانیم آیا این موضوع به دلیل سالها بازی فوتبال و ضربات تکراری به سر است، یا اینکه افرادی که تصمیم میگیرند بهصورت حرفهای فوتبال بازی کنند و در این ورزش موفق هستند، از ابتدا ویژگیهای متفاوتی دارند.»
تغییرات مشاهدهشده در مغز
تیم تحقیقاتی مجموعهای از معیارها شامل پرسشنامهها، ارزیابیهای بالینی و اسکنهای مغزی را بررسی کرد.
در این مطالعه ۱۴۲ بازیکن سابق فوتبال حضور داشتند؛ شامل ۱۲۶ مرد و ۱۶ زن با سنین بین ۳۰ تا ۶۰ سال.
پژوهشگران کاهش قابلتوجهی در عملکرد شناختی، مانند حافظه و توجه، مشاهده نکردند. اما تصاویر اسکن مغزی نشان داد در مقایسه با افرادی که ورزشهای برخوردی انجام نداده بودند، میزان ماده خاکستری مغز در برخی مناطق مرتبط با حافظه، تصمیمگیری، توجه و تنظیم احساسات کمتر بوده است.
پژوهشگران میگویند این تفاوتهای ساختاری مغز و افزایش علائم روانشناختی ممکن است ارتباط مستقیمی با فوتبال نداشته باشد، اما میتواند نشانهای از تأثیر ضربات مکرر به سر باشد.
دکتر توماس پارکر، نویسنده ارشد مطالعه و متخصص مغز و اعصاب در کالج سلطنتی لندن، گفت اهمیت این تحقیق در آن است که بازیکنان در میانسالی بررسی شدهاند؛ در حالی که بسیاری از مطالعات پیشین روی افراد بالای ۷۰ سال متمرکز بودهاند، یعنی زمانی که علائم زوال عقل بیشتر ظاهر میشود.
او گفت:
«با بررسی دقیق افراد پیش از آن مرحله، میتوان مسیر احتمالی تغییرات را پیش از آشکار شدن بیماریهایی مانند زوال عقل بهتر درک کرد.»
مشکل فقط ضربه مغزی شدید نیست
بخش زیادی از اطلاعات درباره ارتباط ضربات سر در ورزش و مشکلات مغزی بلندمدت، از تحقیقات مربوط به فوتبال آمریکایی به دست آمده است.
دکتر مایکل آلوسکو، مدیر مرکز تحقیقات بالینی مرکز دانشگاه بوستون، که در این مطالعه مشارکت نداشته، گفت:
«انجام تحقیقات بیشتر درباره ورزشهای دیگر، از جمله فوتبال که شاید محبوبترین ورزش جهان باشد، بسیار مهم است تا مشخص شود آیا این خطرات در آن ورزشها نیز وجود دارد یا نه.»
به گفته او، تصور عمومی این است که خطر اصلی فقط ضربه مغزی شدید است، اما نگرانی اصلی مربوط به ضربات تکراری به سر در طول زندگی است.
در فوتبال، این ضربات میتواند در برخورد بازیکنان با یکدیگر رخ دهد، اما یکی از منابع مهم آن ضربه زدن با سر به توپ، موسوم به هد است.
آلوسکو گفت یافتههای این مطالعه با آنچه در فوتبال آمریکایی مشاهده شده، همخوانی دارد؛ جایی که بازیکنان سابق بیشتر از علائمی مانند اضطراب و افسردگی در سنین پایینتر گزارش میدهند.
با این حال، پژوهشگران هنوز در تلاش هستند مشخص کنند آیا این علائم مستقیماً ناشی از ضربات سر هستند یا عوامل دیگری نیز در آن نقش دارند.
آیا کودکان نباید فوتبال بازی کنند؟
کارشناسان تأکید میکنند این مطالعه درباره بازیکنان حرفهای سطح بالا انجام شده و نمیتوان نتایج آن را مستقیماً به همه کودکان و نوجوانانی که فوتبال بازی میکنند تعمیم داد.
دکتر استیون بروگلیو، مدیر مرکز ضربه مغزی دانشگاه میشیگان، گفت:
«آنچه در این تحقیق مشاهده میکنیم لزوماً به بازیکنان دوره راهنمایی یا دبیرستان قابل تعمیم نیست.»
با این حال، او افزود تحقیقات گستردهتر درباره ضربات سر نشان میدهد افراد و سازمانهای ورزشی باید به حفاظت از سلامت مغز توجه بیشتری داشته باشند.
در آمریکا، فدراسیون فوتبال این کشور در سال ۲۰۱۶ ضربه زدن با سر به توپ را برای بازیکنان زیر ۱۰ سال ممنوع کرد و تمرین این مهارت را برای بازیکنان ۱۱ تا ۱۳ سال محدود کرد.
بروگلیو گفت:
«هر اقدامی که بتواند میزان قرار گرفتن در معرض ضربات سر را کاهش دهد، در نهایت به سلامت ورزشکاران کمک خواهد کرد.»
او تأکید کرد هدف، حذف ورزش نیست، بلکه ایجاد محیطی ایمنتر برای ورزشکاران است.
بروگلیو گفت:
«فعالیت فیزیکی فواید بسیار زیادی برای سلامت و کیفیت زندگی دارد، اما باید تعادلی وجود داشته باشد. هدف این است که مردم به شکل ایمن در ورزش مشارکت کنند.»
کارشناسان همچنین توصیه میکنند ورزشکاران نسبت به علائمی مانند اضطراب، افسردگی و مشکلات شناختی حساس باشند و در صورت مشاهده این نشانهها با پزشک مشورت کنند، زیرا بسیاری از این مشکلات قابل درمان هستند.




